اندام شناسی
بازگشت

 

========

========

========

========

خانه
بازگشت
درباره کلوپ
بيماری و درمان
دانستنيها
ايستگاه کاوش
اخبار
English

اندام شناسی

استخوانبندی , ماهيچه ها , دستگاه گوارش , دستگاه تنفس و عضو توليد صدا , دستگاه گردش خون , دستگاه تناسلی و دفع ادرار , دستگاه عصبی .

استخوانبندی : استخوان های پرندگان علاوه بر سبکی دارای استحکام لازم و انعطاف پذيری کافی برای پرواز و حرکتهای سريع هستند . اين استخوان ها به دو دسته تقسيم می شوند .
اول - استخوان های محوری ( سر , سينه و ستون مهره ها ) شامل جمجمه , ستون مهره ها , جناغ سينه , کتف و لگن .
دوم - استخوان های جانبی ( بالها و پا ها ) متشکل از بازو , زند زبرين , زند زيرين , ران , درشت نی , نازک نی , ساق و استخوان های انگشتان .
پرندگان نسبت به جثه و اندازه بدن در مقايسه با ديگر حيوانات , گردنی بلند دارند , اما تعداد مهره های گردن در پرندگان مختلف متفاوت است . استخوان های پرندگان بزرگ جثه مانند لاشخورها و مرغان طوفان از استخوان های پرندگان کوچکتر توخالی تر است .

 

ماهيچه ها ( عضلات ) : ماهيچه عامل حرکت اندامهای مختلف بدن است . ماهيچه های بال برای بال زدن , ماهيچه های پا برای حرکاتی مانند راه رفتن , دويدن , جهش , گرفتن اجسام يا شکار و ساير ماهيچه ها برای انجام کارهای متفاوت ديگر به کار می روند . وضعيت ماهيچه های هر قسمت از بدن به نوع استفاده ای که از آنها می شود بستگی دارد . در پرندگان گوشتخوار يا دانه خوار بدان جهت که مجبور به تکه تکه کردن گوشت يا استفاده از دانه هستند , ماهيچه های منقار به طور نسبی قوی شده است . در پرندگانی مانند شاهين و عقاب که احتياج به پرواز سريع دارند , ماهيچه های سينه و بال نيز بسيار قوی است . رنگ ماهيچه ها بسته به نوع آن , سفيد و يا قرمز است . بافت ماهيچه ای قرمز دارای چربی ذخيره و خون زيادتری است . از اين رو برای کارهای مداوم و سريع اهميت بيشتری دارد . پرندگانی مانند شهد خوار ها که بيشترين فعاليتشان در پرواز است حدود 25 تا 30 درصد وزن بدنشان به ماهيچه های پرواز اختصاص دارد , در حالی که فقط 2 تا 3 درصد از وزن بدنشان را ماهيچه های پاها تشکيل می دهد . در پرندگان شکارگر که برای گرفتن شکار از پاها استفاده می کنند , ماهيچه های پاها به طور نسبی از بسياری پرندگان ديگر قوی تر است .

دستگاه گوارش : پرندگان دستگاه گوارش و سوخت و ساز ويژه ای دارند که هضم سريع غذا را ممکن می سازد . اين دستگاه شامل قسمتهای کلی زير است :
منقار , دهان , زبان , حلق و مری , چينه دان ( در دانه خواران ) , معده و روده ها .
زبان در پرندگان مختلف از نظر اندازه و کاربرد , تفاوت بسيار دارد , برای مثال در دارکوبها , دراز و در شهد خوار ها دراز و لوله ای است . چينه دان محلی برای جمع کردن و ذخيره سازی سريع غذا است . پرنده در هنگام استراحت دانه های جمع شده در چينه دان خود را که بتدريج خيس و نرم شده است مورد استفاده قرار می دهد . در بعضی از پرندگان مانند ( مرغ سقا ) ( دارقاز ) ( لک لکها ) قسمت زيرين منقار به صورت محفظه ای بزرگ و کيسه مانند برای حمل ماهی در آمده است . اين پرندگان ماهيها و ساير حيواناتی را که اغلب در مسافتهای دور شکار کرده اند در اين محفظه ذخيره و جهت تغذيه جوجه ها تا آشيانه حمل می کنند .
معده پرندگان در قسمت چپ حفره داخلی بدن قرار دارد و از دو قسمت تشکيل شده است . قسمت اول همان ادامه مری است که بصورت غده ای نرم ( پيش معده ) ديده می شود . دنباله اين قسمت سنگدان است که قسمت اصلی معده و جدار آن عضلانی و سخت است . در پرندگان دانه خوار ترشحات پيش معده باعث نرم کردن غذا و معده اصلی برای خرد کردن و آسياب نمودن دانه ها به کار می رود . در پرندگان حشره خوار پيش معده بزرگتر از معده اصلی ( سنگدان ) است و روده کوچک در نزديک معده اول به معده اصلی متصل گشته و بسيار کوتاه است . انتهای روده بزرگ به صورت محفظه ای به نام بالوعه ( کلواک ) در آمده که بعد از آن مخرج است , بالوعه در واقع محل باز شدن روده بزرگ , مجرای تناسلی و مجرای ادرار است .

دستگاه تنفس و عضو توليد صدا : دستگاه تنفس در پرندگان از حلق , نای , نايژه ها , ششها و کيسه های هوايی تشکيل شده است . شش پرنده گان از دو قسمت کوچک و فشرده با خاصيت ارتجاعی زياد تشکيل شده است و نايژه ها در ششها تقسيمات زيادی داردکه به آنها ( نايژک ) می گويند . دراکثر پرندگان 9 کيسه هوايی وجود دارد که از طريق نای و ششها , مرتب از هوای تازه پر و خالی می شود . پرندگانی که آواز طولانی دارندو يا مدتی در زير آب غوطه می خورند و يا پروازی طولانی دارند , از اکسيژن موجود در اين کيسه ها استفاده می کنند . تعداد دفعات دم و بازدم پرندگان بيشتر به جثه آنها بستگی دارد . اما اين تعداد نسبت به درجه حرارت محيط نيز تغيير می کند به طوری که در هوای گرم که نياز به اکسيژن بيشتر است , افزايش می يابد . قناری 12 بار در دقيقه و مرغ سقا 4 بار در دقيقه تنفس می کنند . در هر دم و بازدم 12 تا 15 درصد هوای موجود در کيسه های هوايی مبادله می شود . عضو توليد صدا در پرندگان ( سيرينکس ) ناميده می شود . و دارای ساختمان ويژه ای است و در زير نای , درست قبل از تقسيم نای به دو نايژه قرار گرفته است . در پرندگانی مانند غازها , درناها و پرندگان کنار آبزی , نای طويل گشته , به عنوان اندامی لوله مانند برای تشديد صدای پرندگان بکار می رود . در درنای شيپورزن , طول نای تقريبا به اندازه طول بدن بوده و در حدود نصف آن به جداره سينه پرنده چسبيده است .

برخی پرندگان مانند ( قوی گنگ ) فاقد دستگاه توليد صدا هستند . شترمرغ , لاشخورها و بعضی لک لک ها نيز ( سيرينکس ) ندارند

دستگاه گردش خون : دستگاه گردش خون در پرندگان , تکامل زيادی يافته است , قلب پرندگان دارای چهار حفره با ديواره عضلانی ضخيم است اما برعکس پستانداران , در پرندگان خم آئورت به سمت راست متمايل است . وزن قلب پرندگان بين 2 تا 4 درصد وزن بدن و بطور نسبی در مقايسه با پستانداران بيشتر است . گلبول های قرمز در پرندگان دارای هسته است . تعداد ضربان قلب پرندگان با جثه پرنده نسبت عکس دارد برای مثال , ضربان قلب در بوقلمونی به وزن 8/5 کيلو گرم 93 بار در دقيقه , در خروسی به وزن 3/5 کيلوگرم 270 بار در دقيقه و در يک شهدخوار با وزنی زير 100 گرم به 1200 بار در دقيقه می رسد . زيادی وزن قلب نسبت به وزن بدن پرنده افزونی ضربان قلب و بالا بودن قدرت پمپاژ خون ( فشار خون بالا ) به خاطر تطبيق با سوخت و ساز بسيار بالای پرنده است . سيستم گردش خون در پرندگان نيز مانند پستانداران دو گردشه است . يکی گردش خون از قلب به ريه ها برای تبادلات گازی يا گردش ريوی و ديگری گردش عمومی که خون ازقلب به تمام بدن رانده می شود . بطن چپ خون برگشتی از تمام بدن را برای تصفيه به ششها می راند و سپس خون اکسيژن دار از ششها به بطن راست می آيد و از آنجا مستقيما به تمام بدن رانده می شود .

دستگاه تناسلی و دفع ادرار : دستگاه تناسلی و دفع ادرار پرندگان ارتباط زيادی به يکديگر دارد . دستگاه تناسلی نرها از دو بيضه شروع می شود . رنگ بيضه ها بطور معمول , کرمی است اما گاهی به رنگ خاکستری تيره و يا حتی سياه تر ديده شده اند . محل استقرار بيضه ها در ديواره پشتی بدن و در انتهای جلويی کليه هاست . بيضه ها در حالت معمولی کوچکند اما در فصل توليد مثل تا 500 برابر بزرگ می شوند . هر يک از بيضه ها در بر گيرنده تعداد زيادی لوله استوانه ای شکل به نام ( لوله های منی ساز ) است , که در آنها نرزامه ( اسپرماتوزوئيد ها ) ساخته می شود . مايع نرزامه در زمان جفتگيری از بالوعه نر به بالوعه ماده ريخته می شود و از آنجا به داخل ( لوله تخم بر ) راه می يابد . در ماده ها اغلب ( بجز کيوی و شکارگرها ) فقط تخمدان سمت چپ رشد می کند و فعال است . اين تخمدان شبيه خوشه انگور است و در آن تعدادی تخمک ( زرده ) در مراحل مختلف رشد وجود دارد . تخمدان به لوله بزرگ , پهن و تاخورده ای به نام ( مجرای تخم ) باز می شود که بخش اعظم فضای بطنی به خصوص در قسمت چپ بدن را فرا گرفته است . تخمک بارور نشده ( و يا بارور شده پس از تشکيل سلول و تقسيمات متوالی ) ضمن عبور از ناحيه پيمانه تا زهدان با تشکيل سفيده ای رقيق و دو غشای پوسته ای ( از جنس کربنات کلسيم ) و طی مراحل تکميلی و تشکيل اتاقک هوا در طرف پهن تر تخم تقريبا کامل شده و در آخرين مرحله ماده ای مرطوب بنام روپوست ( کوتيکول ) روی خلل و فرج پوسته تخم را می گيرد تا دفع تخم از بالوعه را آسان تر سازد . عضو اصلی دفع ادرار کليه ها هستند که از سه لب تشکيل شده اند . هر لب خود دارای تقسيمات کوچکتری است . تعداد کليه ها دو عدد می باشد که پايين تر از ششها , در ناحيه کمر و چسبيده به پشت قرار گرفته اند . مجرای ادرار از وسط لب ميانی به بالوعه منتهی می شود . پرندگان فاقد مثانه بوده و ادرار از کليه ها توسط ميزنای مستقيم به بالوعه ريخته و همراه با مدفوع به صورت نيمه جامد خارج می گردد . دستگاه دفع ادرار , در هر دو جنس مانند هم است .

دستگاه عصبی ( حواس ) : حواس پرندگان مانند ديگر جنبه های حياتی , با نياز های برخاسته از طرز زندگی پرنده , بطور کامل سازگاری يافته است . شنوايی و بينايی پرندگان در حد بسيار زيادی تکامل يافته , در حالی که بويايی ( بجز در برخی گونه های لاشخور و آشغالخور که دارای حس بويايی قوی هستند ), چشايی و لامسه آنها به نسبت ضعيف است . حواس بطور کلی ارتباط مستقيم و زيادی با مغز دارند . البته هر يک از حواس همانطور که در شکل ساختمان مغز و توضيحات آن نشان داده شده با بخش خاصی از مغز ارتباط بيشتری دارد .

1- قشر خاکستری مغز پرندگان بر خلاف قشر ضخيم و چين خورده پستانداران ,  نازک و غير پيشرفته است  ( اين قشر در پستانداران وظيفه يادگيری و ذکاوت را بر عهده دارد .
2- لب بينايی مغز پرندگان بسيار بزرگ و پيشرفته است و تحريکات رسيده از چشمها را دريافت و مهمترين حس پرنده , يعنی بينايی را تنظيم می کند .
3- مخچه , ناحيه کنترل پرواز در مغز پرندگان و مرکز کنترل تعادل و هماهنگی در آنهاست . اين بخش توسعه کمتری يافته است .
4- پياز بويايی , پيشامدگی کوچکی از بخش قدامی مغز است که تحريکات مربوط به حس بويايی را دريافت می کند . اين قسمت از مغز پرندگان در مقايسه با پياز بويايی پستانداران , کوچک است .

5- ااجسام مخطط, جايگاه خاص يادگيری و ذکاوت در پرندگان هستند .
6- مغز خلفی , محل انشعاب و اتصالات سيستم عصبی پرنده است . اعصاب مربوط به شنوايی و چشايی و اعمال ارادی از اين محل منشاء می گيرند .
از ميان مجموعه حواس پرندگان حس لامسه و بويايی , حس بينايی و شنوايی که بيشتر مورد توجه هستند شرح داده می شوند .

لامسه و بويايی : مرکز حس بويايی که بطور معمول در پرندگان ضعيف است در پياز بويايی است . اعصابی که وارد قسمت خلفی مغز می شوند , تحريکات ناشی از گيرنده های حساس به گرما و لمس ( در منقار و موهای حساس آن در برخی گونه ها مثل کيوی ) را به اين قسمت مغز می رسانند . حس لامسه که معمولا به صورت تکامل نيافته , در اکثر پرندگان وجود دارد , توسط کمتر پرنده ای به کار گرفته می شود . دو گونه پرنده که جدا از اين روال از اين حس برای يافتن غذا کمک می گيرند , يکی کيوی در زلاندنو است و ديگری ابيا که چندين گونه از آن در سطح جهان وجود دارد . ( ابيا ) در عمق خاک و لاشه برگها ی کف جنگل , کرمها و کرمينه ها را با اعصاب حساس و متراکم در برآمدگی نوک منقار خود جستجو می کند و در می يابد .
( کيوی ) نيز در ناحيه نوک منقار خود تراکمی اينچنين دارد . اما در اين گونه , حس لامسه توسط موهايی واقع در قاعده منقار تقويت شده , که به کمک آن کيوی هرنوع جنبشی را در داخل برگها درک می کند و آن گاه به کمک حس بويايی پيشرفته اش آن را تشخيص می دهد . حساسترين و پيشرفته ترين حس لامسه در ميان پرندگان به نوعی بوقلمون استراليايی ( Leipoa ocellata ) تعلق دارد . اين پرنده برای آشيانه سازی چاله ای در زمين حفر می کند و آن را با توده ای از برگ و گياه به ارتفاع يک متر و قطر 5 متر می پوشاند . آنگاه پرنده ماده ظرف مدت شش روز تخمهای خود را در حفره ای در مرکز اين آشيانه می گذارد , از اينجا به بعد پرنده نر گرمای ناشی از پوسيدگی و تجزيه گياهان انباشته شده را به کمک سطح دهان و زبان خود با حساسيت يک درجه فارنهايت در طول مدت طولانی تفريخ تنظيم می کند . اين عادت خاص آشيانه سازی باعث شهرت فراوان ( بوقلمون استراليايی ) در جهان شده است .

بينايی : دستگاه بينايی پرندگان معمولا بسيار قوی و متشکل است از کره چشم , عدسی , قرنيه , اعصاب بينايی , ماهيچه های چشم و پلکها . از آنجا که بينايی در اکثر پرندگان کليد بقای آنها به حساب می آيد . لذا پرندگان دارای چشمانی بزرگ و در نتيجه دارای تعداد بيشتری سلول حساس به نور هستند . در پرندگان طعمه گير تيز بينی به منظور هدف گرفته طعمه که اکثرا جانداری کوچک و در فاصله دور است الزامی است . گونه های طعمه بر عکس دارای ديدی اطراف نگرند تا بتوانند نزديک شدن خطر را از هر طرف دريابند . علاوه بر اين چون در پرندگان زبان گفتگو وجود ندارد و آنان بيشتر توسط صدا و علامات و نشانه ها با يکديگر ارتباط برقرار می کنند , بنابراين داشتن چشمانی تيز بين برای ديدن دقيق علائم و خطرات و تعبير و تفسير صحيح پيامها امری ضروری است . پرندگان علاوه بر بزرگی چشم و ارتباط مستقيم آن با ديد بهتر , دارای پلک سومی نيز هستند که می تواند به صورترده شفافی بر روی چشم قرار گيرد . پرندنه در اين حالت هنوز هم تا حدودی امکان ديدن اطراف را در تمام اوقات استراحت ( به غير از زمان خواب ) دارد . در برخی از پرندگان مانند غواصان اين پلک همانند يک عدسی کمکی عمل کرده , خطای باصره را در زير آب تصحيح می کند . پرندگان با توجه به موقعيت قرار گرفتن چشمها در سر می توانند با چرخاندن سر , ديد هر دو چشم را بر يک جسم متمرکز کرده آن را دقيقتر و بهتر ببينند . در مقابل گردش چشم پرندگان در حدقه بسيار کم و در جغدها صفر است .
کيفيت ديد و ميدان ديد پرندگان مختلف با توجه به روش زندگی و نحوه تغذيه آنها متفاوت است . در شکل زير اين تفاوتهای مربوط به وضعيت ديد در سه گونه خاص پرنده توضيح داده می شود.

فاخته : تعداد زيادی از گونه های دانه خوار و زمين کاو که طعمه قوش ها , شاهين ها , و روباه ها هستند برای بقای خود نياز به دامنه ديد بسيار وسيع دارند . برای فاخته اين ميدان ديد 340 درجه از سطح افق را در بر می گيرد . دامنه ديد برجسته ( سه بعدی ) اين پرنده فقط 24 درجه است که منحصر به ديدگاه مقابل سر پرنده است .
جغد جنگلی : چشمهای شکارگری مثل جغد جنگلی معمولا در جلوی سر واقع شده تا بتواند دامنه ديد برجسته ( سه بعدی ) خود را افزايش دهد . دامنه ديد جغد جنگلی حدود 110 درجه و ميدان ديد برجسته اش حدود 60 درجه است .
ابيا : چنانچه ويژگی چشم ها در ابيا نبود , هنگامی که اين پرنده منقار بلند سرگرم جستجوی غذا در ميان لاشه برگها بود طعمه خوب و راحتی برای شکارگرها محسوب می شد . اما چشمهای واقع شده در دو طرف بالای سر ابيا که به خوبی به سمت عقب نيز توجه دارند , با کامل کردن ميدان ديئ پرنده تا 360 درجه اين خطر را برطرف می کنند . ميدان ديد برجسته ابيا بسيار محدود , اما در دو جهت جلو و عقب است . اين امر در تغذيه و دفاع به پرنده کمک می کند .

شنوايی : شنوايی در زندگی پرنده از نظر ايجاد ارتباط و چه در استحصال غذا نقشی با اهميت دارد .دامنه شنوايی پرنده مشابه انسان است . اما در پرندگان قابليت تشخيص صداهای مختلف بسيار بيشتر است و چون سرعت انتقال پرنده در شنوايی بسيار بيشتر از انسان است , لذا برای تشخيص نت های سريع و نوسانات ظريف آوای يک پرنده بهتر است به صدای ضبط شده اش با دور کمتر گوش داد .هر چند تمام پرندگان حس شنوايی کاملا پيشرفته ای دارند . اما تعداد کمی از آنها جهت استفاده از اين حس برای ( جهت يابی ) سازگاری يافته اند . دو پرنده که اين سازگاری در آنها ديه می شود , يکی پرنده ای بنام شبگرد سته خوار در آمريکای جنوبی و ديگری پرستوی غارزی در غارهای مناطق جنکلی آسيای جنوبی . شبگرد سته خوار پرنده ای بزرگ و غارزی است و شامگاهان برای دستيابی به غذا در تاريکی , محل آشيانه خود را ترک می کند . اين پرنده در حين پرواز در داخل جنگل يک سری صداهای ( تيک تيک ) مانند سريع سر می دهد که به شيوه خفاش از روی دريافت انعکاس اين صدا ها با موانع مسير وجود آنها را در می يابد . جهت يابی اين پرنده آنقدر دقيق است که در تاريکی ميوه های ريز و سته های چرب درختان جنگلی را بدون آنکه به زمين بيافتد می کند و می خورد .پرنده ديگر ( پرستوی غارزی است ) که حشره خوار است . اين پرنده درروشنايی کم هنگام غروب تاريکی غارش را جهت شکار حشرات ترک می نمايد . پرستوی غارزی نيز برای بازگشت خود , بعد از هر گشت تغذيه ای , از همين روش ( مکان يابی از طريق انعکاس امواج صوتی ) استفاده می نمايد و با مهارت فوق العاده در اين پرواز غير طبيعی , هر نوع ريسک برخورد با مانع درحين پرواز را از بين می برد .

   

=====

=====

خانه
راهنمای سايت
پرورش دهنده ها
تماس با ما
تالار گفتگو