|
اندام شناسی استخوانبندی
, ماهيچه ها
, دستگاه گوارش
,
دستگاه تنفس و عضو توليد صدا ,
دستگاه گردش
خون , دستگاه تناسلی و دفع ادرار
, دستگاه عصبی
. استخوانبندی
: استخوان های پرندگان علاوه بر سبکی دارای استحکام لازم و انعطاف
پذيری کافی برای پرواز و حرکتهای سريع هستند . اين استخوان ها به دو دسته
تقسيم می شوند .
اول - استخوان های محوری ( سر , سينه و ستون مهره
ها ) شامل جمجمه , ستون مهره ها
, جناغ سينه , کتف و
لگن .
دوم - استخوان های جانبی ( بالها و پا ها ) متشکل از بازو
, زند زبرين , زند زيرين
, ران , درشت نی
, نازک نی , ساق و
استخوان های انگشتان .
پرندگان نسبت به جثه و اندازه بدن در مقايسه با ديگر حيوانات
, گردنی بلند دارند ,
اما تعداد مهره های گردن در پرندگان مختلف متفاوت است . استخوان های پرندگان
بزرگ جثه مانند لاشخورها و مرغان طوفان از استخوان های پرندگان کوچکتر توخالی
تر است .

ماهيچه ها ( عضلات ) :
ماهيچه
عامل حرکت اندامهای مختلف بدن است . ماهيچه های بال برای بال زدن
, ماهيچه های پا برای حرکاتی مانند راه رفتن
, دويدن , جهش
, گرفتن اجسام يا شکار و ساير ماهيچه ها برای
انجام کارهای متفاوت ديگر به کار می روند . وضعيت ماهيچه های هر قسمت از بدن
به نوع استفاده ای که از آنها می شود بستگی دارد . در پرندگان گوشتخوار يا
دانه خوار بدان جهت که مجبور به تکه تکه کردن گوشت يا استفاده از دانه هستند
, ماهيچه های منقار به طور نسبی قوی شده است . در
پرندگانی مانند شاهين و عقاب که احتياج به پرواز سريع دارند
, ماهيچه های سينه و بال نيز بسيار قوی است . رنگ
ماهيچه ها بسته به نوع آن , سفيد و يا قرمز است .
بافت ماهيچه ای قرمز دارای چربی ذخيره و خون زيادتری است . از اين رو برای
کارهای مداوم و سريع اهميت بيشتری دارد . پرندگانی مانند شهد خوار ها که
بيشترين فعاليتشان در پرواز است حدود 25 تا 30 درصد وزن بدنشان به ماهيچه های
پرواز اختصاص دارد , در حالی که فقط 2 تا 3 درصد
از وزن بدنشان را ماهيچه های پاها تشکيل می دهد . در پرندگان شکارگر که برای
گرفتن شکار از پاها استفاده می کنند , ماهيچه های
پاها به طور نسبی از بسياری پرندگان ديگر قوی تر است .
دستگاه گوارش : پرندگان دستگاه گوارش و سوخت و ساز ويژه ای دارند
که هضم سريع غذا را ممکن می سازد . اين دستگاه شامل قسمتهای کلی زير است :
منقار , دهان , زبان
, حلق و مری , چينه دان
( در دانه خواران ) , معده و روده ها .
زبان در پرندگان مختلف از نظر اندازه و کاربرد ,
تفاوت بسيار دارد , برای مثال در دارکوبها
, دراز و در شهد خوار ها دراز و لوله ای است .
چينه دان محلی برای جمع کردن و ذخيره سازی سريع غذا است . پرنده در هنگام
استراحت دانه های جمع شده در چينه دان خود را که بتدريج خيس و نرم شده است
مورد استفاده قرار می دهد . در بعضی از پرندگان مانند ( مرغ سقا ) ( دارقاز )
( لک لکها ) قسمت زيرين منقار به صورت محفظه ای بزرگ و کيسه مانند برای حمل
ماهی در آمده است . اين پرندگان ماهيها و ساير حيواناتی را که اغلب در
مسافتهای دور شکار کرده اند در اين محفظه ذخيره و جهت تغذيه جوجه ها تا
آشيانه حمل می کنند .
معده پرندگان در قسمت چپ حفره داخلی بدن قرار دارد و از دو قسمت تشکيل شده
است . قسمت اول همان ادامه مری است که بصورت غده ای نرم ( پيش معده ) ديده می
شود . دنباله اين قسمت سنگدان است که قسمت اصلی معده و جدار آن عضلانی و سخت
است . در پرندگان دانه خوار ترشحات پيش معده باعث نرم کردن غذا و معده اصلی
برای خرد کردن و آسياب نمودن دانه ها به کار می رود . در پرندگان حشره خوار
پيش معده بزرگتر از معده اصلی ( سنگدان ) است و روده کوچک در نزديک معده اول
به معده اصلی متصل گشته و بسيار کوتاه است . انتهای روده بزرگ به صورت محفظه
ای به نام بالوعه ( کلواک ) در آمده که بعد از آن مخرج است
, بالوعه در واقع محل باز شدن روده بزرگ
, مجرای تناسلی و مجرای ادرار است .

دستگاه تنفس و عضو توليد صدا :
دستگاه تنفس
در پرندگان از حلق , نای ,
نايژه ها , ششها و کيسه های هوايی تشکيل شده است .
شش پرنده گان از دو قسمت کوچک و فشرده با خاصيت ارتجاعی زياد تشکيل
شده است و نايژه ها در ششها تقسيمات زيادی داردکه به آنها ( نايژک ) می گويند
. دراکثر پرندگان 9 کيسه هوايی وجود دارد که از طريق نای و ششها
, مرتب از هوای تازه پر و خالی می شود . پرندگانی
که آواز طولانی دارندو يا مدتی در زير آب غوطه می خورند و يا پروازی طولانی
دارند , از اکسيژن موجود در اين کيسه ها استفاده
می کنند . تعداد دفعات دم و بازدم پرندگان بيشتر به جثه آنها بستگی دارد .
اما اين تعداد نسبت به درجه حرارت محيط نيز تغيير می کند به طوری که در هوای
گرم که نياز به اکسيژن بيشتر است , افزايش می يابد
. قناری 12 بار در دقيقه و مرغ سقا 4 بار در دقيقه تنفس می کنند . در هر دم و
بازدم 12 تا 15 درصد هوای موجود در کيسه های هوايی مبادله می شود . عضو توليد
صدا در پرندگان ( سيرينکس ) ناميده می شود . و دارای ساختمان ويژه ای است و
در زير نای , درست قبل از تقسيم نای به دو نايژه
قرار گرفته است . در پرندگانی مانند غازها ,
درناها و پرندگان کنار آبزی , نای طويل گشته
, به عنوان اندامی لوله مانند برای تشديد صدای
پرندگان بکار می رود . در درنای شيپورزن , طول نای
تقريبا به اندازه طول بدن بوده و در حدود نصف آن به جداره سينه پرنده چسبيده
است .
برخی پرندگان مانند ( قوی گنگ ) فاقد دستگاه توليد صدا
هستند . شترمرغ , لاشخورها و بعضی لک لک ها نيز (
سيرينکس ) ندارند
دستگاه گردش خون : دستگاه گردش خون در پرندگان
, تکامل زيادی يافته است , قلب پرندگان
دارای چهار حفره با ديواره عضلانی ضخيم است اما برعکس پستانداران
, در پرندگان خم آئورت به سمت راست متمايل است .
وزن قلب پرندگان بين 2 تا 4 درصد وزن بدن و بطور نسبی در مقايسه با
پستانداران بيشتر است . گلبول های قرمز در پرندگان دارای هسته است . تعداد
ضربان قلب پرندگان با جثه پرنده نسبت عکس دارد برای مثال
, ضربان قلب در بوقلمونی به وزن 8/5 کيلو گرم 93 بار در دقيقه
, در خروسی به وزن 3/5 کيلوگرم 270 بار در دقيقه و
در يک شهدخوار با وزنی زير 100 گرم به 1200 بار در دقيقه می رسد . زيادی وزن
قلب نسبت به وزن بدن پرنده افزونی ضربان قلب و بالا بودن قدرت پمپاژ خون (
فشار خون بالا ) به خاطر تطبيق با سوخت و ساز بسيار بالای پرنده است . سيستم
گردش خون در پرندگان نيز مانند پستانداران دو گردشه است . يکی گردش خون از
قلب به ريه ها برای تبادلات گازی يا گردش ريوی و ديگری گردش عمومی که خون
ازقلب به تمام بدن رانده می شود . بطن چپ خون برگشتی از تمام بدن را برای
تصفيه به ششها می راند و سپس خون اکسيژن دار از ششها به بطن راست می آيد و از
آنجا مستقيما به تمام بدن رانده می شود .
دستگاه تناسلی و دفع ادرار :
دستگاه تناسلی و دفع ادرار پرندگان ارتباط زيادی به يکديگر دارد .
دستگاه تناسلی نرها از دو بيضه شروع می شود . رنگ بيضه ها بطور معمول
, کرمی است اما گاهی به رنگ خاکستری تيره و يا حتی
سياه تر ديده شده اند . محل استقرار بيضه ها در ديواره پشتی بدن و در انتهای
جلويی کليه هاست . بيضه ها در حالت معمولی کوچکند اما در فصل توليد مثل تا
500 برابر بزرگ می شوند . هر يک از بيضه ها در بر گيرنده تعداد زيادی لوله
استوانه ای شکل به نام ( لوله های منی ساز ) است ,
که در آنها نرزامه ( اسپرماتوزوئيد ها ) ساخته می شود . مايع نرزامه در زمان
جفتگيری از بالوعه نر به بالوعه ماده ريخته می شود و از آنجا به داخل ( لوله
تخم بر ) راه می يابد . در ماده ها اغلب ( بجز کيوی و شکارگرها ) فقط تخمدان
سمت چپ رشد می کند و فعال است . اين تخمدان شبيه خوشه انگور است و در آن
تعدادی تخمک ( زرده ) در مراحل مختلف رشد وجود دارد . تخمدان به لوله بزرگ
, پهن و تاخورده ای به نام ( مجرای تخم ) باز می
شود که بخش اعظم فضای بطنی به خصوص در قسمت چپ بدن را فرا گرفته است . تخمک
بارور نشده ( و يا بارور شده پس از تشکيل سلول و تقسيمات متوالی ) ضمن عبور
از ناحيه پيمانه تا زهدان با تشکيل سفيده ای رقيق و دو غشای پوسته ای ( از
جنس کربنات کلسيم ) و طی مراحل تکميلی و تشکيل اتاقک هوا در طرف پهن تر تخم
تقريبا کامل شده و در آخرين مرحله ماده ای مرطوب بنام روپوست ( کوتيکول ) روی
خلل و فرج پوسته تخم را می گيرد تا دفع تخم از بالوعه را آسان تر سازد . عضو
اصلی دفع ادرار کليه ها هستند که از سه لب تشکيل شده اند . هر لب خود دارای
تقسيمات کوچکتری است . تعداد کليه ها دو عدد می باشد که پايين تر از ششها
, در ناحيه کمر و چسبيده به پشت قرار گرفته اند .
مجرای ادرار از وسط لب ميانی به بالوعه منتهی می شود . پرندگان فاقد مثانه
بوده و ادرار از کليه ها توسط ميزنای مستقيم به بالوعه ريخته و همراه با
مدفوع به صورت نيمه جامد خارج می گردد . دستگاه دفع ادرار
, در هر دو جنس مانند هم است .
دستگاه عصبی ( حواس ) :
حواس
پرندگان مانند ديگر جنبه های حياتی , با نياز های
برخاسته از طرز زندگی پرنده , بطور کامل سازگاری
يافته است . شنوايی و بينايی پرندگان در حد بسيار زيادی تکامل يافته
, در حالی که بويايی ( بجز در برخی گونه های
لاشخور و آشغالخور که دارای حس بويايی قوی هستند ),
چشايی و لامسه آنها به نسبت ضعيف است . حواس بطور کلی ارتباط مستقيم و زيادی
با مغز دارند . البته هر يک از حواس همانطور که در شکل ساختمان مغز و توضيحات
آن نشان داده شده با بخش خاصی از مغز ارتباط بيشتری دارد .
1- قشر خاکستری مغز پرندگان بر خلاف قشر ضخيم و چين
خورده پستانداران , نازک و غير پيشرفته است
( اين قشر در پستانداران وظيفه يادگيری و ذکاوت را بر عهده دارد .
2- لب بينايی مغز پرندگان بسيار بزرگ و پيشرفته است و تحريکات رسيده از چشمها
را دريافت و مهمترين حس پرنده , يعنی بينايی را
تنظيم می کند .
3- مخچه , ناحيه کنترل پرواز در مغز پرندگان و
مرکز کنترل تعادل و هماهنگی در آنهاست . اين بخش توسعه کمتری يافته است .
4- پياز بويايی , پيشامدگی کوچکی از بخش قدامی مغز
است که تحريکات مربوط به حس بويايی را دريافت می کند . اين قسمت از مغز
پرندگان در مقايسه با پياز بويايی پستانداران ,
کوچک است .
5- ااجسام مخطط, جايگاه خاص
يادگيری و ذکاوت در پرندگان هستند .
6- مغز خلفی , محل انشعاب و اتصالات سيستم عصبی
پرنده است . اعصاب مربوط به شنوايی و چشايی و اعمال ارادی از اين محل منشاء
می گيرند .
از ميان مجموعه حواس پرندگان حس لامسه و بويايی ,
حس بينايی و شنوايی که بيشتر مورد توجه هستند شرح داده می شوند .
لامسه و بويايی :
مرکز حس بويايی که بطور معمول در پرندگان ضعيف است در
پياز بويايی است . اعصابی که وارد قسمت خلفی مغز می شوند
, تحريکات ناشی از گيرنده های حساس به گرما و لمس ( در منقار و موهای
حساس آن در برخی گونه ها مثل کيوی ) را به اين قسمت مغز می رسانند . حس لامسه
که معمولا به صورت تکامل نيافته , در اکثر پرندگان
وجود دارد , توسط کمتر پرنده ای به کار گرفته می
شود . دو گونه پرنده که جدا از اين روال از اين حس برای يافتن غذا کمک می
گيرند , يکی کيوی در زلاندنو است و ديگری ابيا که
چندين گونه از آن در سطح جهان وجود دارد . ( ابيا ) در عمق خاک و لاشه برگها
ی کف جنگل , کرمها و کرمينه ها را با اعصاب حساس و
متراکم در برآمدگی نوک منقار خود جستجو می کند و در می يابد .
( کيوی ) نيز در ناحيه نوک منقار خود تراکمی اينچنين دارد . اما در اين گونه
, حس لامسه توسط موهايی واقع در قاعده منقار تقويت
شده , که به کمک آن کيوی هرنوع جنبشی را در داخل
برگها درک می کند و آن گاه به کمک حس بويايی پيشرفته اش آن را تشخيص می دهد .
حساسترين و پيشرفته ترين حس لامسه در ميان پرندگان به نوعی بوقلمون
استراليايی ( Leipoa ocellata ) تعلق دارد . اين
پرنده برای آشيانه سازی چاله ای در زمين حفر می کند و آن را با توده ای از
برگ و گياه به ارتفاع يک متر و قطر 5 متر می پوشاند . آنگاه پرنده ماده ظرف
مدت شش روز تخمهای خود را در حفره ای در مرکز اين آشيانه می گذارد
, از اينجا به بعد پرنده نر گرمای ناشی از پوسيدگی
و تجزيه گياهان انباشته شده را به کمک سطح دهان و زبان خود با حساسيت يک درجه
فارنهايت در طول مدت طولانی تفريخ تنظيم می کند . اين عادت خاص آشيانه سازی
باعث شهرت فراوان ( بوقلمون استراليايی ) در جهان شده است .
 بينايی : دستگاه بينايی
پرندگان معمولا بسيار قوی و متشکل است از کره چشم ,
عدسی , قرنيه , اعصاب
بينايی , ماهيچه های چشم و پلکها . از آنجا که
بينايی در اکثر پرندگان کليد بقای آنها به حساب می آيد . لذا پرندگان دارای
چشمانی بزرگ و در نتيجه دارای تعداد بيشتری سلول حساس به نور هستند . در
پرندگان طعمه گير تيز بينی به منظور هدف گرفته طعمه که اکثرا جانداری کوچک و
در فاصله دور است الزامی است . گونه های طعمه بر عکس دارای ديدی اطراف نگرند
تا بتوانند نزديک شدن خطر را از هر طرف دريابند . علاوه بر اين چون در
پرندگان زبان گفتگو وجود ندارد و آنان بيشتر توسط صدا و علامات و نشانه ها با
يکديگر ارتباط برقرار می کنند , بنابراين داشتن
چشمانی تيز بين برای ديدن دقيق علائم و خطرات و تعبير و تفسير صحيح پيامها
امری ضروری است . پرندگان علاوه بر بزرگی چشم و ارتباط مستقيم آن با ديد بهتر
, دارای پلک سومی نيز هستند که می تواند به
صورترده شفافی بر روی چشم قرار گيرد . پرندنه در اين حالت هنوز هم تا حدودی
امکان ديدن اطراف را در تمام اوقات استراحت ( به غير از زمان خواب ) دارد .
در برخی از پرندگان مانند غواصان اين پلک همانند يک عدسی کمکی عمل کرده
, خطای باصره را در زير آب تصحيح می کند . پرندگان
با توجه به موقعيت قرار گرفتن چشمها در سر می توانند با چرخاندن سر
, ديد هر دو چشم را بر يک جسم متمرکز کرده آن را
دقيقتر و بهتر ببينند . در مقابل گردش چشم پرندگان در حدقه بسيار کم و در
جغدها صفر است .
کيفيت ديد و ميدان ديد پرندگان مختلف با توجه به روش زندگی و نحوه تغذيه آنها
متفاوت است . در شکل زير اين تفاوتهای مربوط به وضعيت ديد در سه گونه خاص
پرنده توضيح داده می شود.
فاخته :
تعداد زيادی از گونه
های دانه خوار و زمين کاو که طعمه قوش ها , شاهين
ها , و روباه ها هستند برای بقای خود نياز به
دامنه ديد بسيار وسيع دارند . برای فاخته اين ميدان ديد 340 درجه از سطح افق
را در بر می گيرد . دامنه ديد برجسته ( سه بعدی ) اين پرنده فقط 24 درجه است
که منحصر به ديدگاه مقابل سر پرنده است .
جغد جنگلی :
چشمهای شکارگری مثل جغد جنگلی معمولا در
جلوی سر واقع شده تا بتواند دامنه ديد برجسته ( سه بعدی ) خود را افزايش دهد
. دامنه ديد جغد جنگلی حدود 110 درجه و ميدان ديد برجسته اش حدود 60 درجه است
.
ابيا : چنانچه ويژگی چشم ها در ابيا نبود , هنگامی
که اين پرنده منقار بلند سرگرم جستجوی غذا در ميان لاشه برگها بود طعمه خوب و
راحتی برای شکارگرها محسوب می شد . اما چشمهای واقع شده در دو طرف بالای سر
ابيا که به خوبی به سمت عقب نيز توجه دارند , با
کامل کردن ميدان ديئ پرنده تا 360 درجه اين خطر را برطرف می کنند . ميدان ديد
برجسته ابيا بسيار محدود , اما در دو جهت جلو و
عقب است . اين امر در تغذيه و دفاع به پرنده کمک می کند .

شنوايی : شنوايی در زندگی
پرنده از نظر ايجاد ارتباط و چه در استحصال غذا نقشی با اهميت دارد .دامنه
شنوايی پرنده مشابه انسان است . اما در پرندگان قابليت تشخيص صداهای مختلف
بسيار بيشتر است و چون سرعت انتقال پرنده در شنوايی بسيار بيشتر از انسان است
, لذا برای تشخيص نت های سريع و نوسانات ظريف آوای
يک پرنده بهتر است به صدای ضبط شده اش با دور کمتر گوش داد .هر چند تمام
پرندگان حس شنوايی کاملا پيشرفته ای دارند . اما تعداد کمی از آنها جهت
استفاده از اين حس برای ( جهت يابی ) سازگاری يافته اند . دو پرنده که اين
سازگاری در آنها ديه می شود , يکی پرنده ای بنام
شبگرد سته خوار در آمريکای جنوبی و ديگری پرستوی غارزی در غارهای مناطق جنکلی
آسيای جنوبی . شبگرد سته خوار پرنده ای بزرگ و غارزی است و شامگاهان برای
دستيابی به غذا در تاريکی , محل آشيانه خود را ترک
می کند . اين پرنده در حين پرواز در داخل جنگل يک سری صداهای ( تيک تيک )
مانند سريع سر می دهد که به شيوه خفاش از روی دريافت انعکاس اين صدا ها با
موانع مسير وجود آنها را در می يابد . جهت يابی اين پرنده آنقدر دقيق است که
در تاريکی ميوه های ريز و سته های چرب درختان جنگلی را بدون آنکه به زمين
بيافتد می کند و می خورد .پرنده ديگر ( پرستوی غارزی است ) که حشره خوار است
. اين پرنده درروشنايی کم هنگام غروب تاريکی غارش را جهت شکار حشرات ترک می
نمايد . پرستوی غارزی نيز برای بازگشت خود , بعد
از هر گشت تغذيه ای , از همين روش ( مکان يابی از
طريق انعکاس امواج صوتی ) استفاده می نمايد و با مهارت فوق العاده در اين
پرواز غير طبيعی , هر نوع ريسک برخورد با مانع
درحين پرواز را از بين می برد . |